شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
213
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
تا آنكه ثابت شد خصومت . پس پيش رفتم به انصاف . و اين كتاب مشتملست بر هزار و بيست و هشت مسأله تخمينا . بعد از آن مىگويد نزديك به اين سخن كه اين كتاب مشتمل بود بر ضعف تلخيص اهل بغداد ، و كوتاهى و نادانى ايشان ، و الحال ميسر نيست مرا كه تعداد بكنم « 1 » ايشان را ، ليكن مشغول مىشويم به مثل اسكندر و سامسطيوس و يحيى نحوى و امثال اينها ، بعد از آن مىگويد كه اما ابو نصر فارابى واجب است كه اعتقاد و تعظيم و توقير [ 60 - ب ] در حق او كرده شود ، و روان نمىشود او با بزرگان در ميدان ، نزديك [ است ] كه فاضلتر « 2 » باشد از پيشينيان . 25 - شيخ يونانى ( افلوطينوس ) 25 ، 1 - مشهور است به حكمتهاى بزرگ و مواعظ نفيس ، معاصر ديوجانس كلبى بود ، و اين ديوجانس شاگرد كسى بود كه حكمت را ازو فراگرفته بود . 25 ، 2 - از سخنان اوست كه : نفس جوهريست شريف كريم ، مشابهت دارد به دائره كه بر مركز خود دور زده باشد ، و آن مركز حيز « 3 » اوست ، ليكن دايرهء نفس در حركت است ، و دايرهء عقل ساكن است شبيه است به مركز خودش . و دايرهء نفس حركت مىكند بر مركز خودش كه عقل است ، و دايرهء عقل متحرك است به سبب اشتياق به مركز خودش ، و دايرهء نفس را در حركت ميل است از براى آنكه نفس مشتاق است به سوى عقل ، و به سوى خير اول . اما دايرهء اين عالم دور مىزند گرد نفس ، و مشتاق است نفس را و حركت دايمى او از براى شوق نفس است ،
--> ( 1 ) - د : بكنم و بشمارم . ( 2 ) - د : كه نزديك فاضلتر . ( 3 ) - اصل : خير .